X
تبلیغات
دانشگاه آزاداسلامی مرکز بندرگز

دانشگاه آزاداسلامی مرکز بندرگز
دانشگاه آزاداسلامی مرکز بندرگز 

تعریف ارز:

ارز یعنی بهاء قیمت ، نرخ و سندهای تجاری که ارزش آن به پول های کشور دیگر مشخص می شود.

ارز foring Exchange ) )

در اصطلاح پول های رایج خارجی گفته می شود .

به بیان دیگر پول کشور های دیگر در داخل کشور ما به عنوان ارز شناخته می شود.

در حقیقت وسائلی که به منظور پرداخت های پولی بین المللی یا انتقالات مورد استفاده قرار می گیرد،نظیر سکه و اسکناس خارجی،سپرده ها در بانک های خارجی و دیگر مطالبات مالی کوتاه مدت و قابل پرداخت به پول خارجی ارز نامیده می شود.

دلایل علاقه مندی مردم به شناخت ارز:

1-کسری های تجاری ایران در سال های اخیر

2- تغییرات نرخ ارز

با مطالعه آمار بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مشاهده کسری تجاری خارجی ایران در هفتاد به بعد نشریه گردیده است.

تنها در سال 69 خالص تراز بازرگانی خارجی ایران دارای(5/6 میلیارد دلار) مازاد بوده است .

ردیف

سال

کسری

مازاد

1

1369

------------

5/6 میلیارد دلار

2

1370

5/6 میلیارد دلار

-----------

3

1371

4/3 میلیارد دلار

-----------

4

1372

2/1 میلیارد دلار

-----------

 ارز ها به دو دسته ذیل قابل تقسیم می باشند:

ارز قابل معامله

ارز غیر قابل معامله

ارز قابل معامله: ارزی که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و شعب ارزی بانک ها مجاز به خرید و فروش آن می باشند.

ارز غیر قابل معامله : ارزی که در شعب ارزی بانک های ایران خرید و فروش نمی شود.

بنابراین در معاملات ارزی دو پول دخاتل دارند که به نرخ مبادله آن ، نرخ ارز گفته میشود. بنابراین نرخ ارز یک عدد است.

مفهوم و اهمیت نرخ ارز :

وقتی کالا و خدمات مبادله می شود نسبت مبادله بین آنها تعیین می شود . به بیان دیگر ، قیمت کالا و خدمات باید مشخص شود .

اگر کالا و خدمات در داخل یک کشور مبادله شود نسبت مبادله بین آنها با توجه به قیمت کالاها خدمات موجود در بازار بر حسب چ/ل داخلی مشخص می گردد.امّا اگر کالاها و خدمات که در کشورهای مختلف تولید می شوند تعیین نسبت مبادله با توجه به ازدیاد و متفاوت بودن پولهای مختلف کشور های دیگر به همین سادگی امکان پذیر نیست ، و آن ، نیاز به شناخت ارز می باشد .

نرخ ارز :

عددی است که قیمت واحد پول کشوری را بر حسب واحد ها (کسر واحد) پول کشور دیگر ، در زمان مشخص نشان می دهد .

به کمک نرخ ارز ، پول کشور ها با یکدیگر قابل تبدیل و قابل معامله می شود بدین ترتیب ، در نرخ ارز پول دو کشور مداخله می نماید .

به یکی از این دو پول ارز پایه و به دیگری ارز متغییر گفته می شود.

بنابراین ارز پایه واحد پول خارجی ثابت باقی می ماند و تغییرات نرخ ارز از طریق پول ملّی نشان داده میشود.

نکته : نرخ ارز ، بین پول های کشورهای مختلف ارتباط برقرار کرده و مقایسه قیمت و هزینه های بین المللی را ممکن می سازد. در نتیجه نرخ ارز را می توان به معنای تعداد واحد های پول ملّی یک کشور دیگر لازم است ، تعریف نمود. به بیان دیگر قیمت پول یک کشور برحسب پول کشور دیگر ،نرخ ارز نامیده می شود . در چنین شرایطی واحد پول هر کشور می تواند برای تعیین قیمت پول کشور دیگر مورد استفاده قرار گیرد . به عنوان مثال :

وقی که یک دلار آمریکا برابر با 10000 ریال ایران باشد نرخ ارز را می توان به دو طریق بیان کرد : 10000 ریال ایران = 1 دلار آمریکا

دلار آمریکا = 1 ریال

حال اگر یک دلار از 10000 ریال به 9000 ریال کاهش یابد می گویند :

(کاهش نرخ مبادله دلار آمریکا نسبت به ریال ایران) 9000 = 1 دلار

یعنی : دلار تضعیف شده است

امّا اگر 12000 ریال = 1 دلار برسد می گویند: افزایش نرخ مبادله ریال ایران نسبت به دلار آمریکا بیان می شود ( دلار تقویت گردیده است)

به هر حال ، تعیین ارتباط بین پول کشور های مختلف (نرخ ارز) مقایسه قیمت کالا و خدمات در سطح بین المللی ممکن می گردد.

در نتیجه همین مقایسه قیمت و هزینه کالا ها و خدمات در سطح جهانی است که نقش مسلّمی را در تعیین حجم و جهت تجارت بین المللی بازی می کند. به بیان دیگر :

نرخ ارز نه تنها قیمت هایی که پول کشور های مختلف با یکدیگر مبادله می شود را نشان می دهد بلکه قیمت کالا و خدمات بر حسب پول داخلی را به پول دیگر کشور ها تعیین می کند .

همین طور نرخ ارز نقش مهمی در تعیین حجم وجهت جریان تجاری بین الملل بازی می کند . مثال:

اگر قیمت یک گوشی موبایل در آلمان 10 مارک باشد برای یک خریدار ایرانی که قیمت آن بر حسب مارک بیان گردیده، معنایی ندارد . مگر آنکه وی قیمت ریالی مارک را بداند .

فرض کنید ،قیمت مارک به ریال در ایران بصورت جدول زیر باشد:

نوع وضعیت

قیمت مارک به ریال

قیمت گوشی به مارک

قیمت گوشی به ریال

وضعیت اول

12000

10

120000

وضعیت دوم

14000

10

140000

وضعیت سوم

16000

10

160000

{ فرض شود قیمت گوشی در آلمان ثابت و برابر 10 مارک باشد }

در وضعیت اول : 12000 ریال = 1 مارک کمترین نرخ مبادله مارک آلمان بر حسب ریال است ، قیمت ریالی گوشی وارداتی به 120000 ريال است.

وضعیت دوم : وقتی که 14000 ريال = 1 مارک یعنی نرخ ارز افزایش یافته در نتیجه قیمت گوشی وارداتی 14000ريال افزایش یافته است.

وضعیت سوم : وقی که 16000 ريال = 1 مارک افزایش یافته و قیمت گوشی وارداتی برای ایرانیان 160000 ريال افزایش یافته است .

ملاحظه می شود با فرض اینکه قیمت های داخلی کالا در آلمان ثابت است نرخ بالاتری برای هر مارک آلمان بر حسب ريال منجر به افزایش قیمت کالا های صادراتی آلمان به ایران شده و اگر تقاضا برای کالای آلمانی در ایران کشش پذیر در نظر بگیریم ، موجب کاهش صادرات آلمان به ایران می گردد و برعکس.

اگر قیمت گوشی در آلمان 200 مارک باشد نرخ ارز ريال به مارک هم 12000 ريال است

12000 ريال = 1 مارک

0000 240 ريال = 12000 200 = قیمت گوشی آلمانی در ایران

اگر فرضاً 100 = Q باشد

قیمت 100 گوشی آلمانی به ريال 240000000 = 100 2400000

قیمت 100 گوشی به مارک 20000 = قیمت به مارک

14000 ريال = 1 مارک

قیمت گوشی به ريال 2800000 = 14000 200

قیمت 100 گوشی 280000000 = 100 2800000

قیمت به مارک 20000 =

با افزایش نرخ ارز قیمت کالای آلمانی برای ایرانیان افزایش می یابد.

1600 ريال = 1 مارک

قیمت یک گوشی به ریال 3200000 = 16000 200

قیمت 100 گوشی 320000000 ريال = 100 3200000

قیمت به مارک 20000 =

 

اگر نرخ مارک آلمان برحسب ريال کاهش یابد ، صادرات آلمان به ایران افزایش می یابد .

به عبارت دیگر :

تغییرات در نرخ ارز ( مارک ) موجب انتقال منحنی تقاضا برای صادرات آلمان می گردد.

فرض کنید : که در یک دوره معیّن در آمد ها ، قیمت ها و دیگر شرایط در ایران آنچنان است که در تقاضای ایرانیان برای کالا های آلمانی (موبایل) که به صورت تابعی از قیمت آن کالا بر حسب ريال(250000ريال) و بصورت منحنی D D در نمودار (شماره یک) شده باشد .

این منحنی نشان میدهد که مقدار

کالای تقاضا شده آلمانی در ایران

یک رابطه منفی با قیمت آن بر حسب ريال ایرانی دارد .

به این صورت که کاهش قیمت ريالی کالای آلمانی موجب افزایش تقاضا و صادرات این کالا به ایران می گردد و بر عکس این قضیه هم صادق است.

نمودار شماره دو (2) :

منحنی تقاضای D D درنمودار

شماره یک (1) را به صورت منحنی

تقاضایی که در آن قیمت های صادرات

آلمان به مارک آلمان و در نرخ های متفاوت

ارز بیان شده تبدیل شده است .

 

 

 

وقتی که نرخ مارک بر حسب ريال ایران برابر 12000 ريال است ، تقاضا برای صادرات آلمان که به

صورت تابعی از قیمت آن بیان شده ، دقیقاً مشابه تقاضایش برای وقتیست که به صورت تابعی از ريال

بیان گردیده است .

 برای مثال :

ایرانیان مقدار OQ آلمانی را به قیمت OP ريال خریداری نمایند .

24000000 ريال ( می خرند) 100 گوشی

با افزایش نرخ ارز، قیمت کالای آلمانی بزای ایرانیان افزایش می یابد

}

آنها بر اساس فروض ما همین مقدار از کالاهای آلمانی را در قیمت OP1 مارک که با منحنی تقاضای D1 D1 در نمودار شماره دو (2) نشان داده شده است خریداری می کنند . امّا وقتی که نرخ ارز به 14000 ريال برای هر مارک افزایش ارزش یافته است.

در چنین شرایطی اگر قیمت کالای آلمانی در سطح OP1 باقی بماند ایرانیان تنها به میزان OQ4 از کالای آلمانی راتقاضا می کنند ، امّا اگر بخواهند ایرانیان به میزان قبلی یعنی OQ1 از کالای آلمانی را خریداری کنند باید قیمت کالاهای آلمانی بر حسب مارک آنقدر کاهش یابد تا قیمت کالاهای آلمانی به ريال برابر حالت قبلی گردد .

این کاهش قیمت در نمودار شماره دو (2) و با انتقال منحنی تقاضای D1D1 به سمت چپ و با D3 D3 نشان داده شده است . همانطوری که مشاهده شده است ، با کاهش قیمت به P3 مقدار تقاضا برای واردات کالاهای آلمانی به Q3 افزایش می یابد .

ملاحظه می شود :

وقتی که نرخ مارک به ریال افزایش یابد ،به شرط انکه دیگر عوامل ثابت باشند ،برای آنکه کشورآلمان بتواند همان مقدار کالا را به ایران صادر نماید ،باید قیمت کالایش را به مارک کاهش دهد .

اگر بخواهد به همان قیمت قبلی به مارک بفروشد در این صورت مقدار کمتری را می تواند صادر نماید

از طرف دیگر اگر نرخ مارک به ریال کاهش یابد ،برای انکه کشور المان همان مقدار کالا را به ایران صادر نماید باید قیمت کالایش را به مارک افزایش دهد . و اگر بخواهد به همان قیمت قبلی کالایش را به ایران صادر نماید ،در این صورت مقدار صادراتش به ایران افزایش می یابد .

راه های افزایش صادرات:

1-کاهش قیمت داخلی کالا

2-کاهش نرخ ارز (تنزل نرخ برابری پولش با پول های دیگر)

پس اگر کشوری که ارزش برابری پولش را در مقابل پول کشورهای دیگر کاهش می دهد می تواند بطور همزمان ، هم کالاهای صادراتی اش را برای خریداران خارجی ارزان کند و هم اینکه ، قیمت کالا به پول داخلی که توسط صادر کنندگان داخلی دریافت می شود را افزایش دهد .

فرض کنید که تابع عرضه ی صادرات آلمان نظیر منحنی SS در نمودار 2باشد و در ان نرخ هر مارک از 16000ریال ایرانی به هر مارک 14000ریال ایران کاهش یابد در نتیجه منحنی تقاضا برای صادرات آلمان از D3 D3 به D2 D2 منتقل خواهد شد پس، کاهش ارزش مارک نسبت به ریال به طور همزمان نه تنها قیمت ریالی صادرات آلمان را کاهش ، در نتیجه مقدار کل تقاضا برای صادرات آلمان را از OQ3 به OQ2 افزایش داده است .و قیمت بازاری صاذرات آلمان نیز که وسیله ی صادر کننده آلمانی دریافت می شود از OP3 به OP2 افزایش یافته است .

نتیجه گیری کلی : اگر تقاضا ی خارجی برای صادرات یک کشور کشش پذیرفته شود با کاهش ارزش برابر پول آن کشور نسبت به کشور دیگر :

1- مقدار فیزیکی کل صادرات افزایش می یابد.

2- ارزش کل صادراتش که با پول داخلی محاسبه شده افزایش می یابد .

سوال :

-با کاهش معین در ارزش برابر پول یک کشور چگونه به ارزش صادرات کل کشور اثر می گذارد ؟

این تاثیر به کشش تقاضای خارجی صاذرات آن کشور بستگی دارد .

مثال:

اگر قیمت ریالی کالای صادراتی آلمان کاهش یابد ، کل عایدات ریالی آلمان را در اثر صادرات از دو طریق تحت تا ثیر قرار می دهد .

1- کاهش ریالی قیمت هر واحد کالای صادراتی ، کل دریافت های ریالی را کاهش می دهد.( قیمت گوشی کم شود = دریافت های بابت فروش گوشی کاهش می یابد )

2- افزایش در کل مقدار کالاهای صادر شده ، احتمالاً منجر به افزایش در آمد های صادراتی می گردد ( اگر گوشی بیشتری بفروشد = درآمد بیشتری کسب می کند)

بنابراین کل در یافت ها ی صادراتی تنها وقتی افزایش می یابد که افزایش مقدار کالاهای صادر شده در حدی باشد که بتواند کاهش درآمد در اثر کاهش قیمت ريالی صادرات آن کشور را خنثی نماید. (وقتی دریافتها افزایش یابد در نتیجه کالاهای صادر شده نیز افزایش می یابد و کاهش درآمد کاهش قیمت را می پوشاند .

E 1 درآمد ارزی افزایش یافته و متعاقباً تراز پرداختی بهبود می یابد.

به بیان دیگر اگر کشش قیمتی تقاضای ایرانیان برای کالا های آلمانی بزرگتر از یک باشد کل درآمد های ارزی (ريالی) برای صادرات کشور آلمان افزایش خواهد یافت و تراز پرداخت ها را با توجه به صادراتش بهبود می بخشد اگر کشش تقاضا برای صادرات یک کشور کمتر از واحد باشد کل دریافتهای صادراتی آن کشور در اثر کاهش نرخ برابری پولش به جای افزایش ، کاهش خواهد یافت و بالآخره وقتی که کشش تقاضا برای صادرات یک کشور برابر یک است در اثر کاهش برابری ارزش پول آن کشور کل دریافت های ارزی ناشی از صادرات آن کشور ثابت باقی می ماند .

روش دلار پایه : USD Base Currency

این روش اعلام نرخ ارز در واقع همان روش غیر مستقیم اعلام نرخ ارز است با این تفاوت که ارز پایه دلار ایالات متحده آمریکا می باشد .

با استثنای لندن ، استرالیا و زلاندنو دراکثر کشور ها بیشتر از این روش استفاده می کنند :

 

نرخی که بانک یا دلال یا صراف اعلام می کند ، 4 رقم اعشار دارد ، البته ین ژاپن در این خصوص مستثنی است و نرخ آن با دو رقم اعشار بجای چهار رقم اعلام می شود . به هر اعشاری یک پوینت (POINT) می گویند که منظور از آن یک ده هزارم واحد ارز می باشد .(البته یک پوینت در مورد ین ژاپن یک صدم خواهد بود )

اعلام نرخ ارز به وسیله بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

به روش مستقیم نرخ ارز توسط بانک اعلام می شود (Working Banking days)

اداره بین الملل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ساعت 10 صبح در روز های کاری بانکی آمار قیمت ها را اعلام می کند. مثال:

نوع ارز

نرخ به ريال

فروش ريال

یک یورو

11000

1120

یک دلار

9500

980

یک پوند انگلیس

14000

1430

یکصد ین ژاپن

8500

8900

( نرخ مرجع ارز در واقع میانگین نرخ خرید و فروش ارز می باشد)

روش متقاطع: Cross Quotion

در این روش نرخ ارز یک واحد ارز بر حسب ارز دیگر اعلام می شود

به عبارت دیگر : ارز پایه (Base Currency) ثابت نمی باشد .

دراین روش بیشتر توسط دلاّل های (Dealers) ارز کاربرد داشته و آنها به آن عمل می کنند .

گذشته از این که نرخ ارز توسط بانک یا دلال ارز و یا صرّاف انجام می گیرد.

بانک یا دلال یا صراف دو نرخ اعلام می کنند :

1- نرخ خرید ارز سمت راست

2- نرخ فروش ارز سمت چپ

اشکال نرخ ارز:

نرخ ارز از نظر شکلی به چهار صورت ذیل قابل نمایش می باشند . به عبارت بهتر در بازار جهانی نرخ ارز برای انجام معامله به صورت ذیل در معرض دید مشتریان قرار می گیرد .

روش مستقیم: Priect Quotation

در این روش اعلام نرخ ارز ، که ، بیشتر بانک ها از آن پیروی می کنند ، واح ارز ثابت و پول محلی تغییر می کند .

(ارز مانند کالا که نرخ ارز قیمت آن را مشخص می کند .)

زیرا قیمت ، مقدار پولی که با یک واحد کالا یا خدمات عوض می شود. ایران از این روش استفاده می کند.

روش غیر مستقیم :

از این روش انگلستان و بریتانیا پیروی می کنند .

قیمت واحد پول آن کشور بر حسب پول سایر کشور ها ( ارز ) بیان می کند .

روپیه هندوستان پول پایه ارز ها پول متغییر می باشند.

 

 

 

نرخ تعادلی ارز :

با توجه به منحنی عرضه و تقاضای ارز نرخ تعادلی ارز در بازار آزاد در نقطه تلاقی دو منحنی عرضه و تقاضای ارز بدست می آید .

 

 

 

 

 

 

R1 = نرخ تعادلی ارز نرخ ارز روی محور عمودی

Q1 = مقدار تعادلی ارز مقدار عرضه و تقاضا روی محور افقی

در نرخ تعادلی ارز R1 مقدار ارز تقاضا شده Q1 است به عبارت دیگر ، در نرخ R1 بازار ارز در حال تعادل است زیرا زیرا مقدار عرضه و تقاضای ارز با یکدیگر برابر است.در هر نرخ دیگر غیر از R1 بازار ارز در حال تعادل نیست .

به عنوان مثال :

در نرخ ارز R2 که بیش از نرخ تعادلی ارز می باشد مقدار ارز عرضه شده بیش از مقدار ارزی است که تقاضا شده است که در این نرخ ارز بازار به میزان BC دارای مازاد عرضه می باشد و برعکس این قضیه هم صادق است .

وقتی که نرخ ارز به R3 کاهش می یابد مقدار تقاضا برای ارز بیشتر از عرضه آن بوده است ، بازار ارز مواجه با مازاد تقاضا برای ارز می گردد (مقدار EF مازاد می باشد)

 

منحنی عرضه ارز:

نرخ ارز با مقدار عرضه

آن رابطه مستقیم دارد.افزایش

نرخ ارز عرضه را افزایش

می دهد. همانطوری که منحنی

بالا نشان می دهد منحنی عرضه ارز(ss) با شیب مثبت رسم گردیده است .

بدین ترتیب که با افزایش نرخ ارز عرضه آن کاهش می یابد.

تقاضا برای ارز:

رابطه تبعی بین مقدار ارز تقاضا شده و نرخ ارز را در هر واحد زمان و با فرض اینکه دیگر عوامل ثابت هستند جدول ویا منحنی تقاضای ارز می نامند .

منحنی تقاضای ارز ، مقادیر مختلف ارز تقاضا شده را می توانید در جزوات دیگر پیگیری کنید.

مقدار تقا ضای ارز و نرخ ارز یک رابطه معکوس با یکدیگرند

مثال:

وقتی نرخ مارک ( قیمت مارک به ريال) OR1 است مقدار کل ارز تقاضا شده (مارک آلمان)برابرOQ1 است

امّا وقتی که نرخ ارز از OR1 به OR2 کاهش می یابد ، مقدار تقاضا برای ارز از OQ1 به OQ2 افزایش می یابد زیرا وقتی که مارک آلمان بر حسب ريال ایران ارزانتر می شود ، بافرض این که قیمت کالا های آلمان به مارک ثابت است ، قیمت ريالی کالاهای آلمانی در ایران کاهش می یابد . نتیجه تقاضا برای کالاهای صادراتی آلمان در ایران افزایش یافته ، مقدار تقاضا برای ارز مارک آلمان نیز افزایش می یابد و برعکس.

در بازار آزاد:

وقتی مازاد تقاضا (EF) برای آن وجود داشته باشد ، افزایش نرخ ارز را به دنبال خواهد داشت که این امر منجر به مازاد تقاضا می شود. با کاهش نرخ ارز و افزایش تقاضای آن ، نرخ ارز به سطح تعادلی اش بر می گردد. به هر حال افزایش و یا کاهش نرخ ارز ،در بازار ، بیانگر وجود عدم تعادل در بازار است ، در چنین شرایطی دولتها به منظور تثبیت و یا کنترل نرخ ارز باید در بازار ارز مداخله نمایند.

تعیین نرخ ارز بطور کلی در حال حاضر کلیه کشورهای جهان را از لحاظ نظام ارزی به دو دسته تقسیم بندی می کنند :

1- نرخ ارز شناور Floating Exchange Rate

2- نرخ ارز ثابت Fixed Exchange Rate

نرخ ارز شناور:

نظام ارزی آزاد حاکم است

ورود و خروج ارز در این کشور ها آزاد می باشد

دولت و بانک مرکزی در بازار ارز برای تعیین نرخ ارز دخالت ندارند

نرخ ارز مانند قیمت کالا و خدمات براساس شرایط بازار آزاد یعنی عرضه و تقاضا تعیین می شود

بازار ارز بازار رقابت کامل بوده و همان طوری که می دانیم

 

 

ویژگی های بازار رقابت از قرار زیر است :

آزادی خریداران و فروشندگان در تعیین قیمت

اطلاع خریداران و فروشندگان از بازار و ارتباط با هم

خریداران و فروشندگان هر مقدار کالا که می خواهند می توانند بخرن یا بفرو شند.

یکسان و همگن بودن کالای مورد معامله

((دراین بازار به اندازه ای خریدار و فروشنده وجود دارد که هر عرضه به مثابه یک ذره است ))

نرخ ارز ثابت :

نرخ ارز ثابت یا نرخ ارز تثبیت شده همراه با کنترل دولت می باشد

ورود و خروج ارز تحت کنترل دولت و بانک مرکزی است

بازار ارز ، بازاری تحت کنترل و هدایت مقامات سیاسی و ارزی است و به طبع آن ارتباط آزاد بین با بازار جهانی ارز وجود ندارد.

دولت کنترل بازار را به دو صورت در دست می گیرد :

نرخ ارز ثابت پول غیر قابل تبدیل

نرخ ارز ثابت پول قابل تبدیل

دولت کنترل کامل بازار را که در این صورت نظام آزاد مبادلات ارزی وجود نخاهد داشت و برای کنترل غیر قابل تبدیل خواهد شد (Un Convertible)

دولت از سیاست نرخ ارز پیروی می کند

ورود و خروج ارز آزاد می باشد

در این صورت پول کشور قابل تبدیل (Convertible) خواهد بود.

الف) نرخ ارز ثابت و پول کشور غیر قابل تبدیل :

در این وضعیت دولت بازار آزاد را برچیده و انحصار کامل بازار ارز را در اختیار می گیرد :

نرخ ارز توسط دولت تعیین و به بازار دیکته و تحمیل می شود

دولت در این بازار خریدار و فرو شنده ارز است و لذا تعیین کننده نرخارز نیز می باشد .

نرخ ارز را دولت بر اساس ملاحظات سیاسی و اجتماعی تعیین می کند

در صورتی که کشوری با کمبود مداوم ارزی و یا کسری پیوستهه تراز پرداختها مواجه باشد از این نوع سیاست کنترل کامل بازار ارز استفاده می کند.

چون در این نظام در کنترل دولت و منابع ارزی دولت محدود که این تصمیم را اتخاذ نموده پس ابتدا دولت براساس اولویت های عرضه ارز را به نرخ ارزان تخصیص می دهد چنانچه نیز های اساسی تامین شد و ارزی باقی ماند.

این مقدار ارز با نرخ گرانتر برای واردات کالاهای غیر ضروری و لوکس تخصیص خواهد یافت و بودجه ارزی را تهیه می کند در این نظام ممکن است بازار سیاه ارز به وجود آید .

نرخ ارز در بازار سیاه از نرخ های ارز دولتی بالاتر خواهد بود ، علت اصلی پیرایش طیف نرخ های ارز در این نظام ارزی آن است که عرضه ارز به میزانی نیست تا بتواند تقاضای ارز با نرخ های دولتی که در مقایسه بانرخ ارز بازار سیاه پایین تر و لذا ارزانتر می باشد ارضا و تامین کند.

ب) نرخ ارز ثابت و پول کشور قابل تبدیل: در این وضعیت دولت در بازار ارز مداخله می نماید تا نرخ ارز را در محدوده مشخسی تثبیت کند ، امّا در عین حال پول کشور قابل تبدیل می باشد و ورود و خروج ارز آزاد است .

به عبارت دیگر بازار آزاد فعال می باشد ، امّا دولت و مقامات پولی مواظب هستند تا نوسان نرخ ارز در محدود مجاز انجام پذیرد.

هر وقت که نرخ ارز بر اثر عملیات ارزی در بازار آزاد از محدوده مجاز خارج شود مقامات پولی به مداخله می پردازند و در جهت عکس جریان عرضه و تقاضای بازار وارد عمل می شوند تا نوسانات نرخ ارز را تصحیح و در محدوده مجاز قرار دهند .

در این نظام ارز ی پول محلی کشور قابل تبدیل (Convertible) و بر اساس نرخ ارز تثبیت شده قابل تبدیل به ارز های معتبر می باشد.

مقایسه سیستم های تثبیت نرخ ارز با شناور نرخ ارز :

سیستم تثبیت نرخ ارز در مقایسه با سیستم شناور نرخ ارز این امتیاز را دارد که به واسطه تثبیت برابری ارزها ریسک کمتر در نتیجه ثبات بازرگانی خارجی را فراهم آورد .

 

تثبیت نرخ ارز

شناور نرخ ارز

-17 به واسطه تثبیت برابری ارزها ،-18 ریسک کمتر موجبات ثبات بازرگانی خارجی را فراهم می آورد

-19 نیاز به ذخایر ارزی کافی دارد (برای حفض برابری ارزی لازم است )

-20 حفظ و تداوم سیستم تثبیت نرخ ارز نیازمند معاضدت بین المللی بوده که به حفظ استقلال کشور ها خدشه وارد می سازد.

 

-21 ریسک تغییر ارزش پول زیاد به دلیل نوسانات نرخ ارز ریسک بازرگانی خارجی و سرمایه گذاری هم زیاد

-22 در مقابل این سیستم ضعف فوق را ندارد

-23 کشور ها می توانند مستقل تر شوند

-24 نیازی به حفظ ذخیره ارزی نمی باشد البته ذخیره ارزی برای واریز تعهدات ارزی خود داشته باشند که با ذخیره ارزی در سیستم تثبیت نرخ ارز متفاوت می باشد

-25 خطر عملیات بورس.

 

تراز پرداخت های ارزی:

تراز پرداخت ها balance of payment

عبارت است از جدولی با ارزش سالانه کلیدی مبادلات اقتصادی ساکنین کشور را با بقیه جهان نشان می دهد .

تراز پرداخت های دو جریان پرداخت کشور طی مدت یک سال را نشان می دهد.یک جریان پرداخت به داخل کشور و جریان پرداخت به خارج کشور می باشد به همین دلیل ان را تراز پرداخت می گویند .

در تراز پرداخت ها ثبت همه مبادلات بین خوانواده ها ، شرکت ها و دولت یک کشور با بقیه دنیا می باشد .

همه ی مبادلاتی که به پرداخت یک کشور می انجامد ،در ستون پرداخت ها وارد شده و وقتی که اعداد واقعی به کار می رود با علامت مثبت مشخص می شود .

از مهمترین مواردی که موجب پرداخت به خارج میگردد:

می توان از واردات کالاها و خدمات ،پرداخت های یک جانبه به خارجی ها ،استفاده از وسایل حمل و نقل خارجی ، مخارج مسافرین در خارج از کشور ، نرخ بهره و سود های توزیع شده پرداختی به خارجیها ،خرید داراییهای خارجی (نظیر اوراق قرضه ، سهام و داراییهای حقیقی) سپرده گذاری در موسسات سپرده ای خارجی و خرید طلا و پول های خارجی نام برد .

توجّه: افزایش در ستون پرداختی به افزایش تقاضا برای پول های خارجی می انجامد .

منظور از ساکنین کشور در تراز پرداختها چیست؟

منظور از ساکنین آن دسته از واحد های اقتصادی می باشد که دارای مکان زیست دائمی در کشور باشند از این رو مسافرین سایر کشور ها که به طور موقت در کشور زندگی می نمایند یا نمایندگی های سیاسی ، فرهنگی ، تجاری و نظامی سایر کشور ها در کشور موصوف در زمره خارج محسوب می گردد بنابراین کلیه مبادلات اقتصادی افراد و نمایندگی های مذکور در کشور میزبان به عنوان نوعی مبادله بین ساکنین کشور بابقه جهان در تراز پرداختها نشان داده می شود .

تعریف تراز پرداختها از نظر صندوق بین المللی پول :

جدول تراز پرداختها بنا به تعریف صورت حساب نقل و انتقالات مربوط به کالا ها و خدمات ودر آمد میان یک اقتصاد و سایر کشور های جهان از یک سو و کلیه تغییرات در موجودی طلای بانکی ، حق برداشت مخصوص و سایر طلب ها یا بدهی ها از سوی دیگر و بلآخره نقل و انتقالی که اصطلاحاً بلاعوض نامیده می شوند را در بر می گیرد.

نکته : جدول تراز پرداخت ، جدول پرداخت ثبت نقل و انتقالات می باشد .

اهمیت جدول تراز پرداخت (بر مبنای تعریف صندوق بین المللی پول)

تراز پرداخت از نظر گرد آوری و انتقال اطلاعات قابل استفاده است زیرا از طریق آن به درجه وایستگی در طول زمان پی برد که مسئله صرف نظر در سایر جهات از جنبه علمی بسیار با اهمیت می باشد .

تراز پرداخت به عنوان ابزار مهمی در اختیر مقامات اقتصادی کشور نیز محسوب می شود ، زیرا مقامات اقتصادی کشور مجبورند دائماً اثرات اقدامات اقتصادی خود را بر وضعیت خارج کشور با کمک تراز پرداخت ها مد نظر داشته باشند از این رو جدول تراز پرداختها به عنوان ابزار مهمی در تهیه و تنظیم سیاستهای پولی و مالی و بازرگانی مورد استفاده مقامات اقتصادی قرار می گیرد.

اگر جدول تراز پرداختها به نحو صحیحی تهیه و تنظیم شود ، آینه تمام نمای اقتصادی کشور می باشد .ترکیب تراز پرداختها منعکس کننده درجه توسعه و رشد اقتصادی کشور است .

برای تنظیم صحیح جدول تراز پرداختها باید نکات زیر را مورد توجه قرار داد :

نقل و انتقالات ، شناخت چگونگی نقل و انتقالات ، ارزش یابی ، زمان بندی واحد شمارش و محدوده اقتصادی مورد توجه قرار دارد.

« تراز پرداختها برای سال 1372 در ایران»

///////////////////////

///////////////////////

دریافتها (بستانکار)

پرداختها (بدهکار)

تراز

(میلیون دلار)

حساب جاری

1) صادرات

18080 +

2) واردات

19287-

تراز بازرگانی(2)+1

1207-

3) خالص درآمد سرمایه

8+

4)خالص خدمات

4516-

5) انتقالات

1500+

6) تراز حساب جاری

5+4+3+2+1

4215-

کسری

حساب سرمایه

7)دریافتهای سرمایه ای

8) پرداختهای سرمایه ای

9) تراز حساب سرمایه

8+7

5563

مازاد سرمایه

10)اشتباهات آماری

1116-

تراز پرداختها موازنه کل

10+9+6

232+

1- جاری (حساب مبادلات بیت المللی مربوط به کالا و خدمات پرداختهای

از دو حساب انتقالی و درآمد سرمایه ای)

2- سرمایه

هر مبادله ای که به دریافت افراد مقیم ( یا دولت) یک کشور، از کشور های دیگر می شود در ستون در یافتها وارد می شود .

نقل و انتقالات در جدول تراز پرداختها بر اساس ثبت در ستون اقلام پایه گذاری گردیده است نقل و انتقالات با استفاده از روش دفترداری دو طرفه در جدول تراز پرداخت ثبت می شود طبق این روش هر وقت یک رقم بستانکار و یک رقم بدهکار در حسابی وارد می شود ارزش حساب مشخص خواهد شد که بدهکار یا بستانکار می باشد . در خصوص چگونگی ثبت اقلام در جدول تراز پرداختها طبق یک اصل کلی توافق شده جهانی است.

هر نقل و انتقالاتی مانند صادرات کالا یا اخذ وام از خارج که منجر به دریافت ارز گردیده و یا میتواند موجب آن شود ، در حساب بستانکار حساب مربوطه ثبت خواهد شد .

مشابه این روش ، واردات کالا یا پرداخت وام به خارج و به طور کلی هر نوع نقل و انتقالی که منجر به پرداخت ارز توسط کشور گردیده ویا می تواند موجب آن شود ، به عنوان بدهکار ثبت می شود.

اقلام ثبت شده در ستون بستانکار نشان دهنده دریافت ارز و اقلام ثبت شده در ستون بدهکار حساب نشان دهنده پرداخت ارز می باشد .

این قاعده کلی که کلیه کشور های جهان که عضو صندوق بین المللی پول هستند به آن عمل می کنند . جدول تراز پرداختها قاعدتاً شامل تراز حساب جاری ، تراز حساب سرمایه و تراز تسویه می گردد.

تراز حساب جاری:

شامل مبادلات کالا و خدمات و انتقالات بلا عوض مانند هدایا می گردد.

اقلام عمده معاملات خدمات شامل:1- مسافرت 2- حمل و نقل 3-درآمد مربوط به سرمایه گذاری خارجی

 

طبق یک قاعده کلی:

صادرات کالا و خدمات و دریافت های انتقالی در بستانکارسر فصل مربوط در حساب جاری ثبت می شود.زیرا به دریافت از خارجیان

می انجامد در مقابل واردات کالا و خدمات و

پرداخت های انتقالی در بدهکار حساب جاری ثبت

می شود ، زیرا به پرداخت به خارجیان منجر می شود . چنانچه در حساب جاری به مجموعه مبادلاتی که در بخش صادرات و واردات انجام گیرد طوری که تفاوت بین صادرات و واردات را تراز تجاری یا تراز بازرگانی می گویند.

به عبارتی اگر در سر فصل حساب جاری فقط شامل کالا ها باشد به آن تراز بازرگانی می گویند .

حال حساب واردات (بدهکار) بیشتر از حساب صادرات (بستانکار) باشد تراز تجاری با کسری صادرات همراه است. صادرات < واردات

بستانکار < بدهکار

و اگر صادرات (حساب بستانکار ) بیشتر از واردات باشد ، تراز بازرگانی با مازاد صادرات همراه است .

مازاد صادرات واردات < صادرات

حساب جاری نشان دهنده منابع واقعی یک اقتصاد با جهان خارج ( اقتصاد دیگر) است و شامل : 1- صادرات 2- واردات 3- درآمد می باشد.

تراز حساب جاری نشان دهنده انتقالاتی است که بر اقلام منابع مالی یک کشور تغییر ایجاد می کند (هم می افزاید و هم می کاهد )

چنانچه در سر فصل حساب جاری معاملات خدماتی را شامل شود یا فقط شامل خدمات باشد به آن تراز نامرئی ها می گویند.

تراز ذخایر :

شامل طلای بانکی ، حق برداشت مخصوص (S.D.R) در صندق بین المللی پول ، استفاده از اعتبارات صندوق مذکور و سایر ادعا های مالی مسئولین پولی کشور از غیر از ساکنین می گردد که در یک سر فصل جداگانه مشخص میگردند.

به این ترتیب تغییرات در ذخائر خارجی بانک مرکزی نشان داده می شود .

با استفاده از ذخائر به شرط فوق مقامات اقتصادی کشور می توانند تعدیلاتی در عدم تعادل تراز پرداختها انجام دهند و یا نرخ برابر پول ملی به ارز ها را تغییر دهند.

تمایز ذخایر از سایر اقلام نباید به این معنی تلقی شود که ذخایر تنها منابع موجود و در دسترس مقامات پولی کشور برای مقابله با عدم تعادل ها می باشند.

مقامات پولی در این خصوص می توانند از ابزار های متفاوتی استفاده نمایند.مثلاً آنها می توانند از تسهیلات صندوق بین المللی پول بهره مند شوند و یا بخشهای دیگر اقتصاد را وادار به دریافت وام از خارج بنمایند ، یا کنترل هایی در جهت جلوگیری از نوسانات نا خواسته سرمایه به عمل آورند و یا آنکه اجازه دهند نرخ برابری پول ملّی آنها کاملاً شناور شود بنابراین تغییر در ذخایر ، لزوماً معیاری برای بیان عدم تعادل در اقتصاد نیست . از آن گذشته مقامات پولی احتمالاً فقط برای جلب اعتماد عموم ممکن است ذخایری را نزد خود نگاه داشته و یا آنکه محدودیت های قانونی آن را مجبور به داشتن نقدینگی بیشتر کند ولی در هر صورت نقدینگی بین المللی که ناشی از وجود ذخایر است کلید اصلی مراحل مختلف تعدیلات بین المللی است .

ذخایر مانند کلیدی اقلام حساب های سرمایه دارائی های هستند که در حقیقت وجود دارند ، بنابراین ، آنچه که می تواند به صورت یک ادعای مالی در آید مانند سوآپ نمی تواند در سر فصل ذخایر منظور شود .

 

 

سوآپ (SWAP)

عبارت است از خرید نقدی ارز و فروش همان ارز در بازار سلف یا بلعکس، به عبارت دیگر ، سوآپ عبارت است از انجام دو معامله ارزی در یک زمان با سر رسید های متفاوت. خرید نقدی ارز و فروش وعده دار همان ارز و یا خرید وعده دار ارز و فروش نقدی همان ارز برعکس دارائی های در گرو و در امانت گرفته شده ، تخصیص داده شده ، کنار گذاشته شده در صندوق وجوه استهلاکی مسدود شده و پیش فروش شده جزو ذخایر منظور می شوند. در واقع کلیه دارایی هایی که مقامات پولی می توانند مستقیماً بر آنها کنترل داشته باشند در سرفصل ذخایر گنجانده می شود .

ذخایر شامل اقلام زیر است:

طلای بانکی

حق برداشت مخصوص

وضعیت ، در صندوق بین المللی پول

دارایی های ارزی

سایر دارایی ها

استفاده از اعتبارات صندوق پول

تعدیل تراز پرداختهای ارزی :

کسری یا مازاد در تراز پرداختهای یک کشور ممکن است به دلایل متعدد به وجود آید ولی نمی تواند به طور نامحدود ادامه داشته باشد از این رو تعدیل تراز پرداختها ضرورت می یابد.

تعدیل تراز پرداخت تقسیم می شود:

تعدیل خودکار (نتیجه تغییرات در قیمت های داخلی ، قیمت های خارجی ، درآمد ملی ، قیمت)

تعدیل از طریق سیاست گذاری

اصولاً تراز پرداخت کشور با توجه به روش حساب داری دو طرفه همیشه از لحاظ حسابداری متوازن خواهد بود . اهمیّت آن از لحاظ اقتصادی یعنی (متوازن شدن تراز پرداخت) دارای اهمیت خواهد بود.چنانچه بر میزان موجودی ذخایر ارزی کشور افزوده شود تراز پرداختها با کسری مواجه باشد به این روش مجموع بستانکاری ها و بدهکاری ها در هر سه حساب تراز پرداختها ملاک تعیین کسری یا مازاد می باشد .

«پایان قسمت ارز »


موضوعات مرتبط: جزوه کامل پول و ارز و بانکداری . استاد جمال لیوانی
[ شنبه سی ام دی 1385 ] [ 3:50 بعد از ظهر ] [ علی شهری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب